پیدا





چرا در پوشش با هم متفاوتیم ؟

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی چرا در پوشش با هم متفاوتیم ؟ در فرهنگ لغت فارسی « لباس » را به جامه، پوشاک،تن پوش و پوشش معنی کرده اند. پوشش ازمصدر پوشیدن گرفته شده است که به معنی پنهان و از نظر دور است . در فرهنگ لغت عربی نیز لباس از مصدر« لَبس » به معنی به اشتباه افتادن و چیزی را با جیز دیگر همانند پنداشتن و چیزی را به جای دیگر گرفتن است . از دو معنای فوق می توان نتیجه گرفت که لباس وسیله ای است برای از نظر دور داشتن شکل اصلی بدن ، تغییر شکل دادن و از بین بردن وضوح و مشخصات بدن است . با توجه به این نتیجه گیری ، چرا امروز لباس هایی که برخی از انسان ها می پوشند، آن چنان بدن نما است که مشخصات بدن را آشکار می کند؟ برای پی بردن به پاسخ این سوال ، لازم است نگاهی گذرا به تاریخ پوشش داشته باشیم. اگر نوع پوشش و لباس اقوام گوناگون در کشور خودمان و دیگر انسان هایی که وارث تمدن های کهن بوده اند بررسی کنیم در می ی م که لباس های این اقوام و تمدن ها به طور عموم بلند ، گشاد و عموما با کلاه و سربند همراه است . اما اگر به کشورهای اروپایی ، امریکایی و ای غرب زده جهان نظری داشته باشیم متوجه وجه اشتراکی می شویم و آن این که لباس انسان های غربی عموما تنگ ، کوتاه و چسبیده به بدن است . یعنی درست نقطه مقابل لباس های بومی و سنتی اقوامی که زیر نفوذ کامل فرهنگ غرب قرار نگرفته اند . اما علت چیست ؟ باید گفت علت نوع تفکر و برداشت انسان شرقی و غربی از جهان هستی است . و همین برداشت از جهان و جهان بینی است که این تفاوت پوشش را به وجود آورده است . نوع لباس پوشیدن در هر تمدنی رابطه مستقیمی با معنای انسان و تعریف انسان در آن تمدن دارد . در تمدن جدید غربی که قرن هاست خدا از زندگی آنان غایب شده ودر کلیساها عزلت گزیده است ، انسان دیگر موجودی نیست که حامل « روح الهی » باشد . لذا انسان غربی هیچ فرقی با حیوان ندارد . در چنین فرهنگی که قیامتی در کار نیست ، انسان باید تا می توانند از آنچه در این دنیا لذت بخش و لذت آور است بهره ببرد و یکی از چیزهایی که می تواند به او لذت ببخشد « تن انسان » است . با چنین برداشتی از جهان است که از زیر تیشه سنگ تراشان هنرمند دوره رنسانس مجسمه های برون می آید و در نقاشی نیز تصویر مریم مقدس را از میان ن زیبای کوچه و بازار انتخاب می کنند که در صورت او دیگر شرم مقدس دیده نمی شود . در چنین فرهنگی زن دیگر امانتدار و خلیفه خدا نیست . او فقط « تن » است و ارزش او به اندازه ارزش « تن » اوست . پس باید « تن » خود را به نمایش بگذارد . پیداست که لباس برای زن پوششی برای « تن » نیست بلکه برای آرایش آن است . پس باید لباسش تنگ باشد تا خصوصیات جسمانی او پنهان نباشد و کوتاه باشد تا کمتر « تن » او را بپوشاند . اما در فرهنگ ی ، انسان موجودی است کمال خواه ، خلیفه خدا در زمین و امانتدار الهی . در چنین فرهنگی انسان از « تن » خود بهره می گیرد اما « به اندازه » ، « به موقع » و « به جا » . این انسان دیگر به بدن نمایی و آرایش جسم به شکل نامطلوب نمی پردازد . لباس می پوشد تا خود را بپوشد. پوشش بدن برایش به منزله ی دژی است که « تن » او از دستبرد چشم چرانان محفوظ دارد و کرامت او را حفظ کند . آری انسان مسلمان به دنبال این نیست که « تن » خود را چون کالایی بیاراید و در معرض دید دیگران قرار دهد . پس بیاییم با نگرشی عالمانه ، وظیفه خود را در جهان هستی بدانیم و از فرهنگ برهنگی غرب بیزاری جوییم و در راه رسیدن به کمالات انسانی کوشا باشیم و با اطاعت از دستورات الهی و پیروی از سیره عملی معصومین و امر به معروف و نهی از منکر رضایت صاحب جهان را بدست آوریم . ان شااللهِ



‹‹ مَثَل انفاق در قرآن کریم ››

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی ‹‹ مَثَل انفاق در قرآن کریم ›› محمد بارونی از مباحث مهمی که خداوند در قرآن کریم بسیار روی آن تاکید نموده است بحث انفاق و بخشش می باشد. چرا که انفاق از جمله کارهایی است که هم سبب خشنودی و رضایت خداست و هم باعث نجات انسان از عذاب روز قیامت می شود. پس برای این که ما انسان ها مساله بخشش و انفاق بهتر آشنا شویم ، خدواند در قرآن ‹‹ انقاق ›› را به چیزهایی که قابل فهم برای ما باشد، مثال زده است . در سوره بقره آیه 261 می فرماید: مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ۗ ‹‹ مَثَل انی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند ، همانند بذری است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه ای یکصد دانه باشد. ›› یعنی این که خداوند یک عمل نیک ما را هفتصد برابر می کند و اگر ی این عمل نیک را به خوبی انجام دهد و در دادن آن نیت الهی داشته باشد و از نظر کمی و کیفی مورد رضای خدا قرار گیرد ، خداوند پاداش او را دو یا چند برابر می کند . وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ ۗ بله ، انسان های نیکوکار می توانند د ر پرتو کارهای نیکی که انجام می دهند ، رشد و نمو معنوی داشته باشند و مثل بذرهای پر ثمری باشند که به هر طرف ریشه و شاخه می گسترانند و ثمرات خوبی به انسان های نیازمند هدیه می کنند . و باز در سوره بقره آیه 265 می فرماید: وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِیتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ ۗ مَثَل انی که اموال خود را برای خشنودی خدا و پایدار ساختن فضایل انسانی خود انفاق می کنند ، همچون باغی است که در نقطه بلندی قرار گرفته باشد و باران های درشت و پی در پی به آن برسد و میوه های دو چندان بدهد و اگر باران درشت به آن نرسد ، بارانی نرم به آن می رسد. خداوند در این آیه می فرماید که عمل انفاق ، مانند ساختن باغی در مکان بلندی است که به خاطر بلند بودن مکان آن از هوای آزاد و نور آفتاب کافی بهره می گیرد و باران های درشت به آن می رسد و اگرهم باران درشتی نبارید ، حداقل باران های ریز و شبنم بر آن می بارد و رشد و نمو می کند و میوه ها زیادی می دهد و همواره شاداب و با طراوت باقی می ماند. لذا ما باید در انفاق و بخشش همیشه دو هدف را مد نظر داشته باشیم ، اول رضایت و خشنودی حضرت دوست و دیگر تقویت ایمان و پرورش فضایل انسانی در جان و دل خود . چون که می دانیم بخشش اگر برای رضای خدا و نام و یاد او باشد ، سبب آرامش دل و آسودگی روان خواهد شد . آری یکی از اه متعالی دین این است که با عمل انفاق و بخشش اختلافات غیرعادلانه ای که به سبب بی عد ی های اجتماعی پدید آمده است، کمتر شود ، تا عده ای که برای گذران زندگی روزمره خویش محتاج شده اند ، بتوانند نیازهای زندگی خود را تامین نمایند . پس بر همه ما و همه انی که از امکانات زندگی بهره مندند ، واجب و ضروری است که با دستگیری از نیازمندان ، به این درخواست الهی پاسخ مثبت بدهیم ، تا این عمل نیک ، ذخیره و اندوخته ای برای فر باشد که همه آن را در پیش داریم . امید است که انفاق و بخشش همه ما مورد رضای خدا قرار گیرد . ان شاء الله منبع : تفسیر نمونه – نوشته آیت الله مکارم



توصیه های مهم به خانواده ها در شروع فصل سرما

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی توصیه های مهم به خانواده ها در شروع فصل سرما با فرا رسیدن فصل سرما، استفاده از وسایل گرمازا افزایش پیدا می کند . رعایت چند نکته ایمنی قبل از راه اندازی وسایل گاز سوز گرمایشی، می تواند در پیشگیری از حوادث تلخ و حفظ جان شما و خانواده عزیزتان بسیار کارآمد باشد: ۱- قبل از نصب بخاری از سالم بودن آن اطمینان حاصل شود. استفاده از بخاری هایی که مجهز به سیستم کمبود ا یژن (ods) بسیار با اهمیت می باشد. ۲- بررسی نشتی گاز از اتصالات مهم است این کار را می توانید با استفاده از کف آب و صابون انجام دهید. ۳- از مکش مناسب دودکش ها مطمئن شوید. تست مکش دودکش ها قبل از نصب لوله دودکش بخاری ضروری می باشد این کار ساده را می توانید با روشن یک تکه رو مه و قرار دادن آن روبروی لوله دودکش انجام دهید در صورتی که دودکش بخاری درست کار کند باید شعله آتش را به سمت خود بکشاند.
لازم به یادآوری است شاید دودکش شما سال پیش درست سرویس داده باشد ولی این ملاک نیست زیرا امکان دارد در طی این یک سال که از بخاری استفاده نکرده اید جسم خارجی درون دودکش قرارگرفته باشد یا کلا افتاده باشد. ۴- تمام شیلنگ ها باید با بست استاندارد به شیر ها و لوله های گاز نصب شده باشد. ۵- تمام شیرهای مرتبط به وسایل گاز سوز باید مجهز به سر شیر باشند تا در صورت حادثه به سرعت بسته شوند. ۶- بدون هماهنگی و اطلاع همسایه ها اقدام به قطع شیر اصلی گاز واحدهای دیگر ننمایید زیر بعضی از خانوادها از وسایل گاز سوزی استفاده می کنند که مجهز به ترموکوپل نیست مانند سماور گاز و به یک بار بازو بسته شیر شعله خاموش و گازدر واحد منتشر می شود. ۷- درصورتی که وسایل گرمایشی را روشن کردید و احساس سنگینی و سر درد نمودید آن را جدی بگیرید و به بررسی و چک وسایل گاز سوز و سیستم گاز منزل اقدام کنید. ۸- درفصل سرما از پوشاندن تمام درز درب و پنجره به بهانه گرم تر شدن خانه خوداری نمایید. ۹- قبل از روشن نمودن وسایل گاز سوز به بالای پشت بام رفته و از وجود کلا h مطمئن شوید. (برای دودکش های معمولی یا بدون فن) ۱۰- در صورت نیاز به م می توانید با اتش نشانی ویا دفاتر نظام ی مناطق تماس بگیرید. ۱۱- از سالم بودن شیلنگ وسایل گرمایشی اطمینان حاصل شود شاید در طول یک سال گذشته پوسیده شده باشند و دوام خود را از دست داده باشند. ۱۲- استفاده از وسایلی گاز سوزی که دودکش ان از شیشه و دیوار بیرون داده شده مجاز نیست وزش یک باد شدید می تواند مانع از مکش دودکش شود. این دودکش ها مکش مناسب ندارند و خطر گازگرفتگی را تشدید می کنند. ۱۳- ما خانوادهایی ایرانی عادت داریم که شب کله پاچه را برای صبحانه بار بزاریم و تاصبح اجاق گاز روشن بماند این کار باتوجه به تغییر ساختار خانه ها از جمله بکار بردن درب وپنجرهای دو جداره و بدون درز و درنتیجه کمبود ا یژن و نشر گاز co خطرناک است. ۱۴- دریچه های کوچکی که ۳۰سانتیمتر زیر سقف آپارتمان های شما تعبیه شده دریچه های تامین هوای وسایل گاز سوز می باشد هرگز مسدود نشوند. ۱۵- لوله های قابل انعطاف یا طومی که به اشتباه به عنوان رابط دودکش استفاده می شوند، دودکش نیستند. امکان اتصال و چفت و بست کامل آنها به وسیله گازسوز و دودکش دیوار وجود ندارد و همچنین به آسانی سوراخ های ریزی در بدنه لوله ایجاد می شود و گاز co یا مونوا یدکربن از محل اتصالات و این سوراخ های ریز، نشت می کند و سلامت و جان اعضای خانواده را بشدت تهدید می کند.



داستان شاه و

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی داستان شاه و در قصه ها آورده اند که: پادشاهی دستور داد 10 سگ وحشی تربیت کنند تا هر ی را که از او اشتباهی سرزد، جلوی آنها بیندازند و سگ ها او را با درندگی تمام بخورند!!!
روزی یکی از وزرا رأیی داد که مورد پسند پادشاه واقع نشد! بنابراین دستور داد او را جلوی سگ ها بیندازند... گفت: ده سال خدمت شما را کرده ام حالا اینطور با من معامله می کنید؟! حال که چنین است 10 روز تا اجرای حکم به من مهلت دهید... پادشاه نیز پذیرفت٬ پیش نگهبان سگ ها رفت و گفت: می خواهم به مدت 10 روز خدمت اینها را م... نگهبان پرسید: از این کار چه سودی می بری! گفت: به زودی خواهی فهمید... نگهبان گفت: باشد؛ اشکالی ندارد!
شروع کرد به فراهم اسباب راحتی برای سگ ها: غذا دادن، شستشوی آنها و...
ده روز گذشت و وقت اجرای حکم فرا رسید٬ دستور دادند را جلوی سگ ها بیندازند. مطابق دستور عمل شد و خود پادشاه هم نظاره گر صحنه بود٬ ولی با چیز عجیبی روبرو شد!
همه سگ ها به پای افتادند و تکان نمی خورند! پادشاه پرسید: با این سگ ها چکار کردی؟ جواب داد: 10 روز خدمت این ها را ، فراموش ن د؛ ولی 10 سال خدمت شما را ، همه را فراموش کردید... پادشاه سرش را پایین انداخت و دستور به او داد. نتیجه گیری: احتمال دارد در زندگی تو انی باشند که خطای کوچکی کرده اند و مدت هاست به خود اجازه نمی دهی آنها را ببخشی. کافیست امروز به روزهای خوبی که با او داشتی فکر کنی٬ و آنها را ببخشی.



سلام زمانم

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی سلام زمانم خورشید من تویی و بی حضور تو صبحم به خیر نمی شود . ای آفتاب من گر چهره را برون نکنی از نقاب خود صبحی دمیده نگردد به خواب من السلام علیک یا باصالح المهدی



مسابقه قرآنی صندوق امور قرآنی غدیر آموزش و پرورش کازرون

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی مسابقه قرآنی صندوق امور قرآنی غدیر آموزش و پرورش کازرون صندوق امور قرآنی غدیر آموزش و پرورش کازرون به مناسبت اربعین حسین (ع) و رحلت عزیز (ص) اقدام به برگزاری مسابقه قرآنی نموده است . انی که تمایل دارند در این مسابقه قرآنی شرکت کنند ، می توانند سوال و پاسخنامه آن را از فایل زیر نمایند . 1- زمان پاسخگویی به سوالات تا روز اربعین می باشد. 2- پاسخنامه تکمیل شده را به اداره آموزش و پرورش - صندوق قرآنی غدیر - تحویل داده شود. 3- به سه نفر از شرکت کنندکانی که به سوالات پاسخ دادند کمک هزینه سفر به کربلا ْ به سه نفر کمک هزینه سفر به مشهد و به سه نفر دیگر هدیه داده خواهد شد. سوال پاسخنامه ماس دعا



چگونه روانی آرام داشته باشیم ؟

درخواست حذف اطلاعات

به نام خدا چگونه روانی آرام داشته باشیم ؟ " محمد بارونی " بهداشت روان را سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان را تعریف کرده اند . بر همه ما لازم است که همانگونه که برای بهداشت تن و جسم خود تلاش می کنیم تا بدنی سالم وعاری از رنج و بیماری داشته باشیم ، باید برای دارا بودن فکری سالم و روحی آرام و روانی به دور از استرس ، بخل ، حسد ، کینه ، ترس و ... تلاش نماییم. چرا که برخی از بیماری های روحی و روانی بر تن و جسم نیز تاثیر می گذارند و آن را بیمار می کنند . وقتی که به کتاب شفابخش و هدایتگر قرآن مراجعه می کنیم ، می بینیم که پروردگارعالم، برای این که بندگانش بتوانند دلی آرام داشته باشند، دستوراتی صادر کرده است ، که به چه نمونه آن اشاره می شود : صبر : صبر یعنی بردباری ، شکیبایی ، تحمل و ایستادگی ، مقاومت و پایداری . در قرآن می خوانیم ای انی که ایمان آورده اید از صبر کمک بگیرید ( بقره - 152) واژه صبر بسیار مورد تاکید قرآن است به طوری که این واژه حدود 70 بار در قرآن آمده است . یکی از معانی که برای صبر بیان شده است ، صبر بر گرفتاری ها و مشکلات است، یعنی انسان بتواند با تحمل و صبر در مقابل حوادث ناگوار و و رویدادهای ناخوشایند که پیش می آید ، مقاومت و پایداری نماید تا از آسیب های روانی محفوظ بماند . : یعنی بندگی و اطاعت خدا ، ارتباط با پروردگار هستی و راز و نیاز با او در ادامه آیه ای که در بالا ذکر شد ، یکی دیگر از عواملی که سبب آرامش دل و تسلی خاطر انسان می ود است . و لذا خدا ، ایمان آورندگان راهش را مخاطب قرار داده و می فرماید : ای مومنان در کارهایتان از کمک و یاری بگیرید . چون ارتباط خالق و مخلوق است و آن هنگام که بنده در پیشگاه خالق خود قرار می گیرد و او را به بزرگی یاد می کند و فقط از او یاری و مدد می طلبد ، هیچگاه در برابر مشکلات، خود را تنها و بی نمی یابد و همه توجهش به دوست و یاری کننده ای است که برهمه نیازهای نهان و آشکارش آگاه است. تقوی : تقوی یعنی پرهیزگاری، اطاعت امر خدا، انجام واجبات الهی و دوری جستن از بدی ها و زشتی ها خداوند به بندگان خود این نوید را داده است که اگر پرهیزگار باشید و تقوی را رعایت کنید ، من راه های برون رفت از مشکلات و مصیبت ها را به شما نشان خواهم داد و از جایی که گمان نمی برید به شما روزی می دهم ( طلاق 3-2) و البته راه وج از مشکلات و ناملایمات و رسیدن به آرامش ، خودش نوعی روزی است که توسط پروردگار به بندگان اعطا می شود. توکل : توکل به خدا یعنی کار را به خدا واگذار و او را خود قراردادن . قرآن به مومنان بشارت می دهد که هر خدا را خود قرار دهد و کارش را به او بسپارد خدا برایش کافی است . ( طلاق -3 ) آری همین توکل به منبع لایزال الهی سبب می شود که انسان با تکیه به قدرت و قوت الهی در برابر مشکلات کم خم نکند و با واگذار نمودن کارش به خدا ، آرامش درونی خود را حفظ نماید. ذکر و دعا : به یاد خدا بودن ، خدا را صدا ، به امر پروردگار عالمیان توجه نمودن و ... قرآن در این باره می فرماید : آگاه باشید و بدانید که دل ها فقط با یاد خدا آرامش پیدا می کند0 ( رعد – 28) آری اگر به یاد خالق خود باشیم او نیز ما را فراموش نخواهد کرد، چرا که خودش فرمان داده است که " مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم " (غافر-60 ) و چقدر خوب است که انسان دل به ی ببندد که مداوم پشتیبان و پناهگاه اوست بخصوص در اوقاتی که دلهره ها و ناامیدی ها به انسان حمله ور می شوند و آنگاه است که یاد خدا و خواندن او آن چنان آرامش بر روح و روان حاکم می کند که باورش شاید برای بعضی ها مشکل باشد. این ها تعدادی از عواملی است که بیان شد. به یقین عوامل دیگری در قرآن وجود دارد که توسل به آن ها می تواند آرامش روان را برای انسان ها به ارمغان آورد. مثلا خود قرآن شفاست برای آنان که به آن رجوع کنند ،یا توبه و بازگشت به خدا ، درهای امیدی است که خداوند به روی بندگانش می گشاید و ... از خداوند بزرگ می خواهیم که ما را با کتاب خودش بیشتر آشنا کند تا بتوانیم با بهره گیری از آن دریای بیکران آن چنان آرامش و سکینه ای به دست آوریم که هیچ امر مشکلی نتواند، آرامش روحی و روانی ما را خدشه دار نماید . آمین



خوب باش و خوبی کن

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله کارهای خوب انسان را از مرگ های بد نگه می دارد صدقه پنهانی خشم خدا را پنهان می کند صله رحم عمر را زیاد می کند و هر کار نیکی صدقه است



بهداشت روان با نسخه قرآن

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی بهداشت روان با نسخه قرآن بهداشت روانی همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است. همچنان که از جسم خود مراقبت می کنیم، روح خود را نیز باید مقاومت تر کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. در زندگی «چگونه بودن» خیلی مهم تر از «بودن یا نبودن» است. همیشه اضطراب و نگرانی یکی از بزرگترین بلاهای زندگی انسان ها بوده و هست و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و اجتماعی کاملا محسوس است و .همیشه آرامش یکی از گمشده های مهم بشر بوده و به هر دری می زند تا آن را پیدا کند، بعضی از دانشمندان می گویند: به هنگام بروز بعضی از بیماری های واگیردار همچون وبا از هر ده نفر که ظاهرا به علت وبا می میرند، اکثر آنها به علت نگرانی و ترس است و تنها اقلیتی از آنها حقیقتا به خاطر ابتلای به بیماری وبا از بین می روند! به طور کلی آرامش و دلهره، نقش بسیار مهمی در سلامت و بیماری فرد و جامعه و سعادت و بدبختی انسان ها دارد، و چیزی نیست که بتوان از آن به آسانی گذشت و به همین دلیل تاکنون کتاب های زیادی نوشته شده که موضوع آنها فقط نگرانی و راه مبارزه با آن و طرز بدست آوردن آرامش است. برای روشن شدن این حقیقت قرآنی به توضیح زیر توجه کنید: عوامل نگرانی و پریشانی . 1-آینده تاریک گاهی اضطراب و نگرانی به خاطر آینده تاریک و مبهمی است که در برابر فکر انسان خودنمائی می کند، احتمال زوال نعمت ها، گرفتاری در چنگال دشمن، بیماری و ناتوانی و درماندگی و احتیاج، همه اینها آدمی را رنج می دهد، اما ایمان به خداوند قادر متعال، خداوند رحیم و مهربان، خدائی که همواره کف بندگان خویش را بر عهده دارد ، می تواند این گونه نگرانی ها را از میان ببرد و به او آرامش دهد، که تو در برابر حوادث آینده درمانده نیستی، خدائی داری توانا، قادر و مهربان .
2-گذشته تاریک گاه گذشته تاریک زندگی فکر انسان را به خود مشغول می دارد و همواره او را نگران می سازد، نگرانی از گناهانی که انجام داده، از کوتاهی ها و لغزش ها، اما توجه به اینکه خداوند، غفار، توبه پذیر و رحیم و غفور است، به او آرامش می دهد، به او می گوید: عذر تقصیر به پیشگاهش بر، از گذشته عذر خواهی کن و در مقام جبران برای، که او بخشنده است و جبران ممکن . 3- ضعف در برابر عوامل طبیعی ضعف و ناتوانی انسان در برابر عوامل طبیعی و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلی و خارجی، او را نگران می سازد که من در برابر این همه دشمن نیرومند در میدان جهاد چه کنم ؟ و یا در مبارزات دیگر چه می توانم انجام دهم ؟ اما هنگامی که به یاد خدا می افتد و متکی به قدرت و رحمت او می شود، قدرتی که برترین قدرت ها است و هیچ چیز در برابر آن یارای مقاومت ندارد، قلبش آرام می گیرد، با خود می گوید آری من تنها نیستم، من در سایه خدا، بی نهایت قدرت دارم !.
4- احساس پوچی گاهی نیز ریشه نگرانی های آزار دهنده انسان، احساس پوچی زندگی و بی هدف بودن آن است، ولی آن ی که به خدا ایمان دارد، و مسیر تکاملی زندگی را به عنوان یک هدف بزرگ پذیرفته است و تمام برنامه ها و حوادث زندگی را در همین خط می بیند، نه از زندگی احساس پوچی می کند، و نه همچون افراد بی هدف و مردد، سرگردان و مضطرب است . 5- قدرشناسی عامل دیگر نگرانی آن است که انسان گاهی برای رسیدن به یک هدف زحمت زیادی را متحمل می شود، اما ی را نمی بیند که برای زحمت او ارج نهد و قدردانی و تشکر کند، این ناسپاسی او را رنج می دهد و در یک ح اضطراب و نگرانی فرو می برد، اما هنگامی که احساس کند ی از تمام تلاش ها و کوشش هایش آگاه است و به همه آنها ارج می نهد و برای همه پاداش می دهد دیگر چه جای نگرانی و ناآرامی است ؟
6- سو ظن ها و توهم ها و خیالات باطل سوظن ها و توهم ها و خیالات پوچ ، یکی دیگر از عوامل نگرانی است که بسیاری از مردم در زندگی خود از آن رنج می برند، ولی چگونه می توان انکار کرد که توجه به خدا و لطف بی پایان او و دستور به حسن ظن ، که وظیفه هر فرد با ایمانی است این ح رنج آور را از بین می برد و آرامش و اطمینان جای آن را می گیرد.
7- دنیا پرستی دنیا پرستی و دلباختگی در برابر زرق و برق زندگی مادی یکی از بزرگترین عوامل اضطراب و نگرانی انسان ها بوده و هست، تا آنجا که گاهی عدم دستی به رنگ خاصی از لباس یا کفش و کلاه و یا یکی دیگر از هزاران وسائل زندگی ساعت ها و یا روزها و هفته ها فکر دنیا پرستان را نا آرام و مشوش می دارد.اما ایمان به خدا و توجه به مؤمن که همیشه با زهد و پارسائی سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگی مادی همراه است ، به همه این اضطراب ها پایان می دهد، 8- وحشت از مرگ یک عامل مهم دیگر برای نگرانی ترس و وحشت از مرگ است که همیشه روح انسان ها را آزار می داده است و از آنجا که امکان مرگ تنها در سنین بالا نیست، بلکه در سنین دیگر مخصوصا به هنگام بیماری ها، جنگ ها و ناامنی ها وجود دارد، این نگرانی می تواند عمومی باشد اما هر گاه در سایه ایمان به خدا مرگ را دریچه ای به یک زندگی وسیع تر و والاتر بدانیم و گذشتن از گذرگاه مرگ را همچون عبور از دالان زندان و رسیدن به یک فضای آزاد بشمریم ، دیگر این نگرانی بی معنی است،
البته عوامل نگرانی منحصر به اینها نیست، بلکه می توان عوامل فراوان دیگری برای آن نیز بر شمرد، ولی باید قبول کرد که بیشتر نگرانی ها به یکی از عوامل فوق باز می گردد .و هنگامی که دیدیم این عوامل در برابر ایمان به خدا ، بی رنگ و نابود می گردد تصدیق خواهیم کرد که الا بذکر الله تطمئن القلوب یاد خدا مایه آرامش دل ها است منبع : تفسیر نمونه – آیت الله مکارم – سوره رعد – آیه 28 چنانچه مطالب بالا را به صورت بروشور می خواهید روی لینک زیر کلیک کنید دریافت نسخه به صورت بروشور دریافت به صورت پی دی اف



سایت آموزشی آلا

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی قابل توجه دانش آموزان عزیز سایت آموزش مجازی آلاء وابسته شریف جزوات و های آموزشی را برای استفاده همه ی دانش آموزان به صورت رایگان عرضه می کند . همه ی علاقه مندان می توانند برای دیدن این سایت و استفاده از جزوات درسی و های دوره متوسطه دوم به لینک زیر مراجعه نمایند. سایت آموزش مجازی آلا موفق باشید



بیائیم از قیام حسین (ع) عبرت بگیریم .

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی بیائیم از قیام حسین (ع) عبرت بگیریم . محمد بارونی هر سال که محرم آغازمی شود، در ذهن ها و خاطره ها، یاد و نام شهیدان کربلا به خصوص سیدال حضرت حسین (ع) خطور می کند. با آغاز این ماه همه مردم از کوچک و بزرگ ، زن و مرد، مسلمان و گاهی غیرمسلمان خود را برای ب ایی مراسم سیدال آماده می کنند. لباس های سیاه می پوشند، مساجد و معابر را سیاه پوش می نمایند و مراسم روضه وعزا راه اندازی می کنند و برای ب ایی این یادمان هر کاری که از دستشان برآید مضایقه ای ندارند. چرا ؟ مگر حسین(ع) چکار کرد که یادش و نامش بعد از ۱۳۷۹ سال هنوز زنده و جاویدان است ؟ هدف از قیام و انقلابش چه بود که حاضر شد خون پاک و مطهر خود و یارانش را فدای راهش و هدفش نماید؟ یکی از اه قیام حسین (ع) احیای دین و اصلاح امت جدش (ص) بود. حسین (ع) در فرازی از وصیت خود به برادرش محمد حنفیه می فرماید: " و اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الإصلاحِ فِی امّة جدّی " من فقط برای اصلاح در امت جدم ، وج می کنم . واژه " اِصلاح " در برابر " اِفساد " است . حسین (ع) می بیند در جامعه ای که به نام اداره می شود و توسط حاکمی که خود را خلیفه رسول الله (ص) می داند، فساد همه جا را فرا گرفته است ، پس نمی تواند آرام باشد و ت بنشیند و تن به ذلت و زبونی بدهد. حسین (ع) در این باره می فرمایند: چون یزید باعنوان حاکم حکومت ی پیمان خدا را ش ته است ( ناکثاً عهده ) و با دستورات خدا (ص) مخالفت می کند (مخالفاً لسنة رسول الله ) و به آنچه که امر کرده عمل نمی کند ( یعمل فی عبادالله بالإثم و العدوان ) و از اطاعت می کند ( موا طاعة ال ) و فساد و منکرات را ظاهر و نمایان کرده است (و اظهروا الفساد ) و حدود الهی را تعطیل نموده است ( و عطلوا الحدود ) و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کرده است (و احلوا حرام الله و حرموا حلاله ) و .... باید با او مبارزه کنم و من سزاوارترین ی هستم که باید این ها را تغییر دهم . ( و انا احق من غیر... ) ؛ از اه دیگر قیام حسین (ع) اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر است . حضرت در ادامه وصیت خود می فرماید: " أُرِیدُ أَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ وَ أَنهی عَنِ المُنکَرِ " من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده ام . آری شرایط حاکم بر جامعه آن روز به گونه ای بود که احکام قطعی ترک می شد، حدود الهی تعطیل شده بود، احکام یکی پس از دیگری مورد تردید و انکار قرار می گرفت ، ریختن خون مسلمان خیلی عادی بود، اگر ی با شیوه حکومت داری مخالفت می کرد او را می کشتند و فردی به نام یزید که در خواری ، سگ بازی و میمون بازی معروف بود، به عنوان جانشین خدا (ص) بر مردم حکومت می کرد و اطاعت از دستوراتش مثل دستورات (ص) برای همه واجب بود. این جا بود که حسین (ع) قیام کرد و آن چنان لرزه ای در جامعه ی ی به وجود آورد، که تا قیام قیامت اثر خود را گذاشت. روز عاشورا نیز لشکر عمرسعد ملعون، پس از به شهادت رساندن و یاران وفادارش، بدن های مبارک آنان را زیر سم اسبان پایمال د و اجسادشان را بر زمین رها نمودند، به این امید که دیگر نامی از حسین (ع) و یاران او باقی نماند. اما پیام رسان عاشورا ، حضرت سجاد (ع) و حضرت زینب (س) در کوفه و شام ، قیام وانقلاب خونین را تکمیل د وبدین گونه شد که تا زمین در چرخش است، یاد ونام آنان زنده و جاوید خواهد ماند . امروز ملت ما نیز باید قدردان خون ، آزادگان، جانبازان و ایثارگرانی باشند که با شجاعت و فداکاری های خود، راه حسین (ع ) را پیمودند و برای حفظ ارزش های ی و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، جان عزیز خود را در طبق اخلاص گذاشتند. و برهمه ماست تا پیام ها و توصیه های آنان ، که همانا حفظ ارزش های انقلاب ی است درک کرده و به نسل امروز نیز منتقل نماییم و از راه و هدف مقدس آنان پاسداری نماییم ، تا در آن دنیا شرمنده آنان نباشیم . ان شاالله.



خداوند چه انی را دوست دارد ؟

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی خداوند چه انی را دوست دارد ؟ محمد بارونی قرآن کت است که انسان ها را به پایدارترین شیوه هدایت می کند. ( اسرا-۹ ) لذا انی که طالب هدایتند باید به این کتاب آسمانی چنگ بزنند و از سخنان ارزشمند آن بهره ها بردارند. در قرآن کریم می خوانیم که خداوند بعضی از انسان ها را دوست می دارد. در این نوشته کوتاه سعی شده است تا به طور مختصر، انسان هایی که مورد توجه و عنایت آفریدگار هستی می باشند و خدا آنان را دوست دارد معرفی شوند . امید است که مورد توجه قرار گیرد. 1- محسنین ( بقره ۱۹۵- آل عمران ۱۳۴و ۱۴۸ –مائده ۱۳ و ۹۳ ) نیکوکاران = آنانکه همواره به خوبی ها و نیکی ها می شند و کارهای خود را زیبا انجام می دهند. چون به خداوند متعال حُسن ظن و اعتقاد و اعتماد قلبی دارند، لذا اعمال و عبادات فردی خود را آن طورکه مورد رضای اوست انجام می دهند. در امور اجتماعی و برخورد با دیگران نیز بر اساس عدل و انصاف که مورد خشنودی خداست، دارای رفتارهای زیبا و شایسته می باشند. خدا اینان را به خاطر احسانی که دارند دوست می دارد و مردم نیز به خوبی و نیکی از آنان یاد می کنند . 2- تو ن ( بقره ۲۲۲) توبه کنندگان = آنانکه به خدا نظر دارند و از مغفرت خدای بزرگ ناامید نمی شوند. بعضی از انسان ها ممکن است به علت غفلت، برخی اوقات دچار لغرش و گناهی گردند، در انجام واجبات کوتاهی کنند، از محرمات آلهی پرهیز نکنند، دچار وسوسه های و صفتان شوند و از رحمت خ ناامید گردند. اما توبه کنندگان می دانند که درهای رحمت و مغفرت الهی همیشه باز است. اما همیشه هم می کوشند که گناهی مرتکب نشوند و نظر به رحمت بیکران الهی دارند. 3- متطّهّرین ( بقره ۲۲۲ ) و مطهّرین ( توبه ۱۰۸) پاکان و پاکیزگان = آنانکه هم ظاهری پاک و پاکیزه دارند و هم دامن خود را به زشتی های و گناه آلوده نمی کنند. مواظب دل و چشم و گوش و … خود هستند. از بیان سخنان زشت و ناپاک، بهتان و تهمت، افترا و دروغ می پرهیزند و خود را به خوبی های ظاهری و باطنی می آرایند و زینت می دهند و اینان هستند که می توانند حقایق و مفاهیم عالی سخنان هستی بخش عالم را درک کنند و در زمره دوستان او در آیند. 4-متقین ( آل عمران ۷۶ –توبه ۶ و ۷ ) پرهیزکاران = آنانکه را در تمام ابعادش پذیرفته اند و خود نگهدارند، اینان با توسل و تمسک به قرآن و سخنان ائمه معصومین (ع) و عمل به دستورات دینی چنان خود را نیرومند کرده اند که می توانند خود را از پرتگاه های هوس های ی حفظ و نگاهداری کنند. همواره سعی می کنند مواظب نیات، گفتار و رفتار خود می باشند تا مبادا مرتکب خلافی و یا گناهی شوند، چرا که می دانند غفلت از گناهان کوچک سبب عادت به گناهان بزرگ تر می شود. آری تقوا، کلید هر در بسته ای است که مایه دوستی با خدا و سبب از بردگی و بندگی می شود. 5-صابران ( آل عمران ۱۴۶) استقامت کنندگان = آنانکه که به جای اینکه ش ت خود را به دیگران نسبت بدهند، سرچشمه آن را در خودشان جستجو می کنند و به فکر جبران اشتباهات خود هستند. آنان در آزمایش و امتحانات الهی (ترس– گرسنگی– کم شدن مال و فرزند و درآمد) نمرات خوبی ب می کنند و برای استقرار نظام الهی و ارزش های آن از پای نمی نشینند و خسته نمی شوند. آری دوستان صابر خدا تن به ذلت و بدبختی نمی دهند و تسلیم عوامل ش ت نیز نمی شوند، بلکه در برابر مشکلات و حوادث پیش روی پایداری می کنند و استقامت می ورزند. 6-متوکلین ( آل عمران ۱۵۹) توکل کنندگان = آنانکه در زندگی خصوصی و اجتماعی به خدای قادر توکل می کنند و نتیجه کارشان را به او می سپارند و او را خود می خوانند و می دانند قدرت خداوند بالاترین قدرت هاست و اعتقاد دارند اگر خدا به حمایت ی اقدام کند، هیچ قدرتی نمی تواند بر او پیروز شود و غلبه نماید. اینان انی هستند که نهایت تلاش و کوشش خود می کنند و اگر نتواستند مشکلات خود را حل کنند و موانع را از سر راه خود بردارند، ترسی به دل راه نمی دهند و با استمداد و اتکا به ذات بی پایان الهی، ایستادگی به ج می دهند و همواره خود را از لطف و محبت خ بی نیاز نمی بینند. 7-مقسطین ( مائده ۴۲ –حجرات ۹- ممتحنه ۸ ) عد پیشگان = آنانکه حق دیگری را به دیگری نمی دهند، بین افراد تبعیضی قائل نمی شوند، در هر پست و مقامی که باشند، عد را رعایت می کنند. از هرگونه انحراف، افراط و تفریط، از حدود الهی، به حقوق دیگران و … بیزارند. آری همانگونه که خداوند دانا نظام هستی را بر محور عدل آفریده است، عد پیشگان نیز در تلاشند تا این قانون را در زندگی فردی و اجتماعی ساری و جاری نمایند. 8- یقاتلون فی سبیله ( صف ۴ ) مجاهدان راه خدا = آنانکه در راه دین حق و در برابر دشمن، یک دل و یک جان و مستحکم و استوار می ایستند و در نبردهای نظامی، ، اقتصادی و فرهنگی و رسیدن به استقرار قانون الهی هیچ شکافی و تفرقه ای و فاصله ای بین آنان بروز نمی کند. چنانچه تصور می کنی که همگی به یک دست واحد و یا مشت عظیم و محکمی تبدیل شده اند که فرق دشمن را در هم می کوبند و متلاشی می کنند. آری مجاهدان راه خدا با مال و جان خود با خدا معامله می کنند لذا خدا آنان را دوست دارد و در آ ت از نعمت فراوان الهی بهره مند می گردند. گروه هایی که ذکرشدند انی هستند که در قرآن با آیه – اِنَّ الله یُحِبُّ …. – معرفی شده اند و افرادی که کارهای نیک انجام می دهند از جمله گزاران، روزه داران، امانت داران، بانیان خیر و خوبی، تسلیم شدگان امر خدا و (ص)، راستگویان، درستکاران و … همه جزو دوستان خوب خدا هستند که در گروه های فوق جای می گیرند. و چقدر نیکو و زیباست که ما هم در این مسیرهای درست گام برداریم و با توسل و تمسک به قرآن و (ص) و پیروی از ولایت، از خدا بخواهیم که ما را از دوستان خودش قرار دهد که رضایت و سندی او برتر و والاتر از بهشت برین است.وَ رضوانٌ مِنَ الله اَکبَر. (توبه- ۷۲ ) ماس دعا



برای دریافت نمونه دفتر حضور کارکنان اینجا کلیک کنید

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی برای دریافت نمونه دفتر حضور کارکنان اینجا کلیک کنید



امید یعنی .....

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی امید یعنی ..... امید یعنی،بدان تا هستی می توانی تغییر کنی و دنیا را تغییر بدهی. امید یعنی،بدان خداوند دوستت دارد و اگر به تو زمان داده معنیش این است که در این فرصت می شود یک کارهایی کرد. امید یعنی،اینکه همیشه بخشش خداوند را از اشتباه خود بزرگتر بدانیم. امید یعنی،اینکه اگر دانه ی زندگی صد بار از دستمان رها شد باز هم برای برداشتن و به مقصد رساندن آن به ابتدا برگردیم این بار محکم تر گام برداریم.



متن های کوتاه برای مجریان مهر ماه

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوندی که قلم را آفرید و آن را شایسته سوگند خویش قرار داد. به نام یگانه آفریدگاری که انسان را به زیور شه و تفکر آراست و او را امانتدار این ودیعه الهی قرار داد و با سلام و درود شما به پیشتازان علم و معرفت و به شما دانش آموزان عزیز. آری بار دیگر فصل روشن مهر از راه می رسد و صحیفه نورانی معرفت با سرانگشت تکاپو ورق
می خورد و دروازه های آسمانی بینش و دانایی به روی صدها هزار دانش پژوه آغوش می گشایند. همان گونه که فروردین نوید بخش حیات مجدد طبیعت است، مهر ماه یادآور شور و شعف و جوشش و کوشش آموزندگان دانش و پرورندگان بینش است. آغاز سال تحصیلی جدید را به معلمین پرتلاش و دانش آموزان خلاق و آینده ساز کشور تبریک و تهنیت عرض می نماید. با امید به اینکه با ا یر دانایی و توانایی مرزهای جدید علم و دانش و پژوهش را درنوردیم و با پیوند علم و ایمان، قله های رفیع بهروزی و پیروزی و کامی را فتح نماییم و با گام های مصمم و استوار، ایران جاویدان را سرافراز و سربلند سازیم. *************** پائیز که آغاز می شود تمام مردم شهر انگار حال و هوای دیگری دارند. کوچه ها، خیابان ها و درختان حتی از آغاز این فصل در شور و غوغایی دیگرند. روز اول پائیز پایت را که از خانه بیرون می گذاری عطری تازه به مشامت می رسد. عطر برگ های زرد، عطر شادی های ک نه، بوی کاغذ، بوی مهر. روز اول مهر برای تمام مردم شهر روز آغاز است. آغاز سال تحصیلی، آغاز تجربه های تازه، دوستی های تازه، دنیای تازه و خاطرات. *************************** دوست خوبم ، اول مهر، روزی نیست که مدرسه ها باز می شوند؛ اول مهر روزی ست که تو تصمیم می گیری درِ مدرسه را باز کنی. یعنی همان روزی هر مدرسه است، دنیا مدرسه است؛ و هر جا و هر چیز، درسی ست برای آموختن. روزی که تو دانش که تصمیم می گیری دانش آموز شوی؛ آن وقت می بینی که خانه مدرسه است، کوچه مدرسه است، شآموز شوی، همه جا مدرسه خواهد شد؛ و از آن روز به بعد ، تمام روزها ،اول مهر است...
****************** ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ... ﻗﻠﻢ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ، ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺪ ﻭ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ چشم ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﭽﻪ ﻫﺎیند. ﺑﺬﺭ ﺗﻌﻠﯿﻢ، ﺁﻣﺎﺩﻩ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﻭ ﭘُﺮ ﺑﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﻫﺎ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻫﺎ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ. ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ؛ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﮑﻔﺘﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﺯﺩﻥ، ﺻﺪﺍﯼ ﺭﻭﯾﺶ ﻭ ﺭُﺳﺘﻦ، ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺑﻬﺎﺭ، ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯽ آید... صدای پای عشق... ************************** درها را بگشایید که خورشید مهر از روزنه های دانایی دمیده است. درها را بگشایید تا بار دیگر بابا برای تشنگان دانایی آب بیاورد. باز کنید درهای باغ دانایی را تا آن مرد در باران بیاید و با شانه های باران خورده، بهار علم را به ارمغان بیاورد و با جام های لبریز از حس شکفتن و به باور رسیدن، تشنگان را سیراب کند. *********************** امروز، روز علم است؛ روز بازگشایی دروازه های دانش برای جویندگان آن. پنجره های کلاس را باز کنید تا تخته سیاه، از هوای تازه تلاش ها پر شود. دوباره زندگی در کلاس ها جانی تازه می گیرد. آری ، آری امروز ، گچ، با تخته سیاه آشتی می کند. ******************* مهر که می آید، مهربانی ها گل می کند. مهر که می آید، اشک ها و لبخندها، صورت مادرها را
می پوشاند. مهر که می آید، آسمان، رنگین کمانی از محبت را پیش روی ک ن می گشاید. مهر که می آید، خداوند به نوآموزان علم و معرفت، سلام می فرستد و به فرشته هایش می فرماید که به دل های ک ن، شادمانی هدیه کنند. *************** ماه مهر، آ ین کوچه تابستان را پشت سر می گذارد و وارد خانه پاییز می شود. کیف ها و کتاب ها را، مدادها و مداد تراش ها را مرتب می کند؛ آن گاه برای فردا، برای پایان انتظار، تا طلوع صبح، هزاران خواب و خیال و رؤیا را کنار هم می چیند. کوچه ها سرشار از هیاهو، خیابان ها لبریز از تماشا و مدرسه ها آکنده از عطرهایی که پر از شوق اشک و لبخند و دلواپسی اند. ******************* مهری که به مهر داریم، از آن جهت است که یک آغاز است. مهر، شروعی دوباره است تا آگاهی های بیشتری ب کنیم و با دانش و بینش بیشتری مجهز شویم و راه را بهتر بشناسیم. مهر، فرصتی است تا در سال جدید دانش آموزی خود، همراهانی مصمم تر، همفکرانی تازه تر، شه هایی متعالی تر و شناختی عمیق تر از دین و دنیا ب کنیم. مهر، تجدید بیعت با قلم و کتاب، با کلاس و سنگر است. مدرسه و کلاس هم یک جبهه است که در آن، نوع دیگری از مبارزه، با دشمنی دیگر و با تاکتیک هایی متفاوت جریان دارد. مبارزه با فقر فرهنگی و اسارت فکری، و کوشش برای قطع ریشه های وابستگی در شه و فرهنگ و هنر و صنعت و علوم و... ******************* مِهر، موسم پاشیدن بذر علم و عاطفه در مزرعه ی شه ها و دل هاست. مهرماه، بهار ب و دانش و تجربه اندوزی است. کلاس، گلخانه ی معطر باغ زندگی است درس، سیراب کننده ی جان عطشناک دانش آموزست و زنگ مدرسه، ترنّم گوش نواز و دلنشین آموختن است. اکنون که در آغاز سال تحصیلی هستیم، بیاییم برای سال، برنامه ریزی داشته باشیم. تا پایان را نتیجه ی پربار این آغاز سازیم و خاتمه را به زیبایی شروع قرار دهیم. و ما هم آغازگر راه نو باشیم. ******************** مهر، سرآغاز فصل علم آموزی است؛ علم چگونه آموختن! در مهر، تلاش و ممارست و تفکر گرد هم می آیند تا علم را بیافرینند. اول مهر، روز بازگشایی درهای قصر علم به روی جان های مشتاق است. مهر، شاهراهی است که به دروازه های علم منتهی می شود. با مهر، به سوی باغ سبز و پرگل علم می رویم به امید آنکه با بوییدن گل های آن، آداب علم آموزی را نیز فراگیریم. ********************** مهر، یک فرصت است؛ فرصت قدم نهادن در جاده پ یچ و خمِ علم. مهر، نقطه آغاز ماراتن علم آموزی است. مهر، عرصه شکوفایی علم آموزی است. سرچشمه های علم، در مهر، نهفته اند. مهر، تداعی گر تلاش و پویایی در راه ب علم است. پس بیاییم ، مهر، را با مهر، برای ب آداب علم آموزی بیاغازیم. ***************** پاییز با خود شور می آورد. قاصدک ها، خبر بازگشایی مدارس می دهند. درختان آماده می شوند تا با شوق، برگ های رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی، بر سر آنانی که مشتاقانه به مدرسه می روند، بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند تا آوازهای گرمشان را بدرقه راهشان کنند. کلاس ها، با آغوش باز در آستانه درها ایستاده اند تا مهمانان خود را در آغوش بکشند. تخته های سیاه، بی صبرانه منتظرند تا دست های صمیمی معلمی مهربان، لبریز واژه های دوستی شان کند تا عشق، با لبخندی ناگزیر، بر لب های دانش آموزان بنشیند. ************************ پاییز بوی مدرسه می دهد، بوی کیف و کتاب نو و مدادهایی که تا به حال تراش نخورده اند.پاییز بوی مدرسه می دهد، بوی کلاس هایی رنگ شده، نیمکت هایی تازه و تخته سیاهی که اول سال حس سیاه بود و هنوز هیچ تکه گچی ردی روی آن باقی نگذاشته بود. پاییز بوی مدرسه می دهد، بوی آدم های جدیدی که قرار است 9 ماه تمام همکلاسی اشان باشی. آدم هایی که بعدها مثل حیاط وسط آن چهاردیواری بزرگ دست نیافتنی می شوند. *********************



چند متن کوتاه برای مجری هفته دفاع مقدس

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی یادش بخیر عشق مان دفاع از دین بود و حجله مان خاکریز، پهلومان را می دادیم به ی خاک ، نگاه مان غمگین بود ، گهگاه نقل و نباتی هم بر سرمان می ریختند و داماد می شدیم . یک رنگی ایمان بود و گذشت مذهب مان ، آسمانی داشتیم شکل چفیه و خانه ای که در و دیوار نداشت ، رو به روی مان کربلای حسین (ع) بود و کنارمان مقتل ، ن گودال قتلگاه بودیم . پشت خاکریز که می نشستیم درس خود شناسی و خدا شناسی می خو م و دنیا را نثارمان می د ، وقتی معلمان پیغام می داد : من دست و بازوی شما را می بوسم. به یادشان صلوات ********* ü سلام بر یادگارهای عشق و حماسه ü سلام بر لباس های خاکی آغشته به خون و حماسه ü سلام بر پیشانی های بی خیال قناسه ü سلام بر سنگر سازان بی سنگر ü سلام بر قایق سواران بی لنگر ü سلام بر ایستگاه حسینیه ü سلام بر مشهد دهلاویه ü سلام بر قتلگاه شلمچه ü سلام بر ویزه ü سلام بر خیبر و بدر ü سلام بر دو والفجر ü و سلامی به سرخی شهیدان ، بر یاران گلگون کفن این وطن. به یادشان صلوات **************** سلام بر لاله های خونین
در سرزمین گلبرگ های پ ر شده شقایق , همراه با سبزه های همنوا با ناله نسیم , رو به قبله گل ها باید سلام کرد.
باید سلام کرد بر آنانی که در آ ین فراز زیارتنامه خود به زیارت سبزترین سیرت و سرخ ترین صورت تاریخ نائل شدند .
باید سلام کرد بر جاری رودها , با پاهای .
باید سلام کرد به آنانی که لباس های خاکی رنگشان , لباس احرام در "موقعیت ها" بود .
باید سلام کرد بر اشک های جاری مناجات بر گونه های خاکی و خونین.
باید سلام کرد بر دست های بریده شده , بر انگشت های جدا شده از دست.
باید سلام کرد بر پوتین های بی پا , به پاهایی که بند پوتین آنها تا آسمان گشوده شده .
باید سلام کرد بر سَرهای سرخ بی کلاه .
باید سلام کرد بر های سوخته در سنگر ها .
باید سلام کرد بر پیشانی هایی که بوسه گاه گلوله شده اند .
باید سلام کرد بر قطارهای فشنگی که تسبیح شده اند .
باید سلام کرد بر کوله پشتی های پر از پرواز .
باید سلام کرد بر پلاک پیکرهای قطعه قطعه شده که شماره و شناسنامه یک شهاب شده . و هر کوچه و خیابان شهرمان را تا ابد ستاره باران کرد .
باید سلام کرد بر لبهای سیراب از عطش عشق .
باید سلام کرد بر چفیه , بیرق همیشه جاودان جبهه های .
و باید سلام کرد بر چفیه ای که همواره بر دوش علمدار نهضت است. روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد . به یادشان صلوات ***************** سـلام بر یاران ü سلام بر یادگارهای عشق و حماسه ü سلام بر لباس های خاکی آغشته به خون و حماسه ü سلام بر پیشانی های بی خیال قناسه ü سلام بر سنگر سازان بی سنگر ü سلام بر قایق سواران بی لنگر ü سلام بر ایستگاه حسینیه ü سلام بر مشهد دهلاویه ü سلام بر قتلگاه شلمچه ü سلام بر ویزه ü سلام بر خیبر و بدر ü سلام بر دو والفجر ü و سلامی به سرخی شهیدان ، بر یاران گلگون کفن این وطن. به یادشان صلوات



باز باران

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی السلام علیک یا ابا عبدالله باز باران با ترانه با گهرهای فراوان می خورد بر بام خانه یادم آمد کربلا را دشت پرشور و بلا را قصه یک ظهر غمگین گرم و خونین لرزش طفلان نالان زیر تیغ و نیزه ها را گریه های ک نه اندرین صحرای سوزان می دود طفلی 3 ساله پر له دلش ته پای خسته باز باران قطره قطره می چکد از چوب محفل زینب و خونابه از دل وای باران وای باران



داغ آب

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی
« داغ آب »
محمد حسین برزویی آسمان عشق ، یک « مهتاب » داشت
پاسبان « مهر» بود و آب داشت
طیف خورشید « ولا » در کربلا
تاب می خورد و دلی بی تاب داشت
در وفای عهد ، با خورشید عشق
جلوه ی خورشید در« سیماب » داشت
پرچم « اِنّا فَتَحنَا » روی دوش
قامتش در صحنه « فتح باب » داشت
در کویر کوفیان پر فریب
دیده ای روشنگر و بی خواب داشت
مرد میدان شجاعت بود و عشق
روح پُر احساس و قلب ناب داشت
در عشق با حُسن حُسین (ع)
یک برادر واله ، در محراب داشت
« جان » برادر بود و با جانش قریب
زُهره ی زهرای « مَن » نایاب داشت
از حریم خیمه های دین حق
پاس می داد و « اولوالالباب » داشت
آه از مشکی که ، تیر حرمله
کرد خالی ، دیده ی سیلاب داشت
آه از ساعت که ، بین علقمه
از نفریش ، ها بی تاب داشت!
آه از آن ساعت که ، مشک خشک آب
تشنه لب ، اطفال و « شیخ و شاب » داشت
آه از آن ساعت که ، « مَقطوع الیَمین »
از فَرَس افتاد و داغ آب داشت
ناله های یا اَخا اَدرک اَخاک
قامت زهرا (س) ش ت و تاب داشت !



خون خدا

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی
« خون خدا »
محمد حسین برزویی آفریده است تو را ، گوهر یکتا هستی!
شرف و عاطفه را مظهر و معنا هستی
نام نیکوی تو را خوب نهادند حسین (ع)
اوج احسان و کرم ، در دل صحرا هستی
آفرینش همه شیدای تو ای « خون خدا »
ای که در « کرب و بلا » مرد شکیبا هستی
تربیت دیده ای بر شانه ی تابان رسول (ص)
پرورش یافته ، در دامن زهرا (س) هستی
" آسمان بار امانت نتوانست کشید "
بین دریای بلا گوهر یکتا هستی
آفتاب دو جهان ، الگوی رفتار« وجود »
سبب عزت و گل واژه ی « طاها » هستی
روی « نی » نغمه ی قرآن به لبانت جاری
روح آیات خدا دیده ، خوش آوا هستی
شوق ایصال و شجاعت ، ثمر احسانت
به حیات بشریت ، تو ا هستی
جان بدادی به خلایق و بکُشتی مُردن
از ازل تا به اَبد « عَلّم الاَسمَا » هستی



یزید ابن معاویه را بهتر بشناسیم

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی یزید ابن معاویه را بهتر بشناسیم " محمد بارونی " یزیدابن معاویه یت؟ یزید ابن معاویه جوانی بی بند بار ، اهل عیش ، میگسار ، سگ باز ، اهل بوزینه بازی و عیاش بود . او شه های الحادی داشت و به خدا و روز قیامت اعتقادی نداشت . در زمان او فسق و فجور در میان والیان هم گسترش یافت و آوازه خوانی در مکه و مدینه آشکار شده بود و مردم علنی به خواری می پرداختند . معاویه قبل از مرگش با مکر و نیرنگ از بسیاری افراد برای ولیعهدی یزید بیعت گرفته بود . یزید پس از رسیدن به حکومت همچون پدرش معاویه به حیف و میل بیت المال و کشتن انسان های با ایمان و ایجاد فساد در دستگاه حکومت پرداخت . کارنامه یزیدابن معاویه : یزید ابن معاویه سه و سال هشت ماه حکومت کرد و در این مدت جنایت های فراوانی انجام داد از جمله : سال 61 هجری حادثه عاشورا آفرید که در این حادثه حضرت حسین (ع) با هفتاد و دو راد مرد دیگر به شهادت رسیدند . خاندان عصمت و طهارت را به اسارت گرفتند و شهر به شهر گرداندند و در کوفه و شام به نمایش گذاشتند . این جنایت یزید و یزیدیان آنقدر سنگین و ناگوار است که هر مورخی چه مسلمان و چه غیرمسلمان دچار وحشت و ناراحتی روحی شدید می کند. سال 63 هجری پس از قیام مردم مدینه ( واقعه حرًه) ، یزید ، "مسلم ابن عقبه" را با لشکری برای قتل عام مردم مدینه فرستاد. در این واقعه مهاجمان به مدینه حمله د و سه روز به کشتار مردم و غارت اموال آن ها پرداختند و به نوامیس مسلمانان د. برای سرکوب قیام مردم ، یزید به جلادش " مسلم ابن عقبه "دستور داد که اگر ی از اهل مدینه زنده بماند باید برای بردگی محض با من (یزید) بیعت کند و اگر ی از پذیرش بردگی امتناع ورزید ، گردنش از بدنش جدا کنید . سال 64 هجری " مسلم ابن عقبه " برای سرکوبی قیام " عبدالله ابن زبیر " به مکه هجوم بردند و با منجنیق به کعبه و مسجد الحرام و حرم امن الهی حمله د . کعبه و مسجد الحرام را آتش زدند و ویران د و عده ای را کشتند . آری ، ننگ و آلودگی یزید بیش از آن است که در این مختصر بگنجد . ***** اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ . خدایا لعنت فرست بر اوّل ظالمى که در حق محمد و آل پاکش (ص) ظلم و ستم کرد و آ ین ظالمى که از آن ظالم نخستین درظلم تبعیّت کرد. منابع : 1 حسین (ع) – شهید فرهنگ پیشرو انسانیت - نوشته علامه محمد تقی جعفری 2- فرهنگ عاشورا – نوشته جواد محدثی



دسته عزاداری یعنی دسته رزم!!!

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی ???? دستۀ_عزاداری یعنی دستۀ رزم! یعنی کاش در کربلا بودیم و حسین(ع) را یاری می کردیم! ????چرا دسته های عزاداری، از ده شب قبل تا ظهر عاشورا به اقامۀ عزا می پردازند؟ چون این دسته ها، دسته های عزا و سوگواری نیستند، بلکه دسته های نصرت حسین(ع) هستند که می خواهند حسین(ع) را یاری کنند. لذا بعد از ظهر عاشورا که خبر شهادت حسین(ع) می رسد، دسته های عزا، به خانه ها و تکیه ها می روند و عزاداری به نوع دیگری ادامه پیدا می کند. ????معنای دسته های عزاداری این است که «ای حسین! کاش ما در کربلا بودیم و تو را یاری می کردیم» دسته های عزاداری یعنی دسته های رزم، یعنی سازمان دهی نیروهای مقاومت، یعنی همان انی که آماده هستند دشمنان حسین(ع) را نابود کنند. ????علیرضا پناهیان ۹۶.۷.۵



نکاتی برای انتخاب رشته

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی نکاتی برای انتخاب رشته 1- انتخاب رشته از انتخاب های سرنوشت ساز و مهم در زندگی است . زیرا بر انتخاب های بعدی فرد مخصوصا بر انتخاب شغل تاثیر می گذارد. 2- تمام رشته ها خوب هستند، ولی هر باید رشته متناسب خود را انتخاب کند. 3- رشته های تحصیلی متعدد هستند و از نظر مواد درسی، شرط پذیرش و گرایش برای ادامه تحصیل با یکدیگر تفاوت دارند . 4- در انتخاب رشته عوامل متعددی باید مد نظر قرار داد از جمله مهمترین آن ها علاقه ، استعداد و شغل آینده است . 5- هر چه خودت ( نقاط ضعف ، قوت ، استعداد ، علاقه و ... ) و رشته های تحصیلی را بیشتر بشناسی قادر خواهی بود رشته مناسب تری انتخاب کنی . 6- هر چه بیشتر درس بخوانی و نمرات بهتری بگیری برای انتخاب رشته ها فرصت ، زمینه و اولویت های بیشتری پیش رو خواهی داشت . 7- در انتخاب رشته سعی کنید که تحت تاثیر دوستان و همکلاسی هایت قرار نگیری. 8- گفتگو با دانشجویان ، فارغ حصیلان ، دبیران و دیدار از محیط آموزشی و مطالعه بروشورها می تواند اطلاعات خوبی در اختیار شما قرار دهد . 9- در انتخاب رشته سعی کنید از توصیه ها و راهنمایی افراد متخصص مخصوصا مشاور کمک بگیرید. 10- ادامه تحصیل امری هدفمند است و باید برای رشد و تعالی ، رسیدن به هدف شغلی و خدمت به جامعه به آن پرداخت. محمد احیایی- مشاور دبیرستان شهید دستغیب کازرون



در انتخاب شغل من می دانم که ...

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی در انتخاب شغل من می دانم که ... 1-کار مایه ی نشاط و شاد ، وسیله ای برای کاهش رنج و ناراحتی ، موجب احساس ارزشمندی ، منبع ب درآمد و منشا آبادانی و عمران کشور است. 2-تمام مشاغل به نوبه خود محترم هستند و برای بقای جامعه وجودشان لازم و ضروری است. 3-شغل بر شخصیت ، طول عمر ، دوستان ، نحوه گذراندن اوقات فراغت و تقریبا بر تمام
جنبه های وجودی تاثیر می گذارد . 4-شناخت صحیح خودم ( علایق ، استعدادها ، خصوصیات شخصیتی و... ) اولین گام در انتخاب شغل می باشد . 5-شناخت مشاغل ( نحوه استخدام ، حقوق و مزایا ، محیط کار و ... ) دومین گام در انتخاب شغل است . 6-سومین گام در انتخاب شغل آن است که با توجه به ویژگی های خود، از مشاغل موجود در جامعه ، آزادانه و آگاهانه شغلی متناسب را انتخاب نمایم . 7-فراگیری مهارت های نوشتن ، صحبت ، کار با رایانه ، دانستن زبان خارجی و مهارت حل مساله ، زمینه بیشتری را برای انتخاب و اشتغال فراهم می کند . 8-به جای انتظار برای ب مشاغل تی با استفاده از امکانات شخصی و محیطی و با تفکر خلاقانه ، زمینه برای خوداشتغالی را فراهم آورم. 9- پرداختن به کار در ایام فراغت کوله باری از تجربه را برای اشتغال در آینده فراهم می کند . 10- خداوند از من نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود؟ بلکه سوال خواهد کرد،
آیا کارت را به بهترین نحوه انجام داده ای ؟ محمد احیایی- مشاور دبیرستان شهید دستغیب کازرون



اهمیتصرفصبحانه

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی اهمیتصرفصبحانه دانش آموز عزیز ؛ با سلام و درود بر شما آیا می دانید، نخوردن صبحانه می تواند اثرات منفی بر یادگیری شما داشته باشد. آیا می دانید، اگر مدت زمان ناشتایی طولانی شود، به دلیل افت قند خون، مغز قادر به فعالیت طبیعی خود نیست و در نتیجه یادگیری و تمرکز حواس شما مختل می شود. آیا می دانید، دانش آموزانی که صبحانه نمی خورند بیشتر در معرض اضافه وزن و چاقی قرار دارند. آیا می دانید، نخوردن صبحانه و ناشتایی طولانی مدت موجب افت قند خون شده و در نتیجه در وعده ناهار به علت گرسنگی و اشتهای زیاد، غذای بیشتری خورده می شود که در نهایت اضافه وزن و چاقی را به دنبال دارد. پس بهتر است برای اینکه شما اشتهای کافی برای خوردن صبحانه داشته باشید، شام را در ساعات ابتدای شب صرف کنید و حتی الامکان شب ها در ساعت معین بخو د تا صبح ها بتوانید زودتر از خواب بیدار شوید و وقت کافی برای خوردن صبحانه داشته باشید. سعی کنید هر روز دور سفره صبحانه بنشینید و بدون صرف صبحانه به مدرسه نیائید. شما باید عادت کنید که سحرخیز باشید ، روزتان را با ورزش و نرمش صبحگاهی شروع کنید و نسبت به صرف صبحانه مقید باشید. غذاهایی مثل فرنی، شیر برنج، حلیم و عدسی از ارزش غذایی بالایی برخوردارند .این غذاها را می توان در وعده صبحانه میل کرد. همچنین غذاهایی از قبیل نان و پنیر وگردو، نان و تخم مرغ و گوجه فرنگی، نان و کره و مربا، نان و کره و عسل، نان و کره و ما، همراه با یک لیوان شیر، یک صبحانه سالم و کامل برای شما می باشند . شما علاوه بر سه وعده غذایی اصلی به میان وعده نیز نیاز دارید. در این سنین باید برای نگه داشتن غلظت قند خون در حد طبیعی، هر 4 تا 6 ساعت غذا بخورید، تا فعالیت سیستم عصبی و عملکرد مغزتان در حد مطلوب باقی بماند.ارزش غذایی میان وعده ها باید در نظر بگیرید. موادی چون چیپس، غلات حجیم شده ارزش غذایی کمی دارند. استفاده از انجیر خشک، توت خشک، بادام، پسته، گردو، برگه زردآلو و انواع میوه ها نظیر سیب، پرتقال، نارنگی، هلو، زردآلو، لیمو شیرین و... سبزیجاتی نظیر هویج، کاهو، خیار و ساندویچ هایی مانند نان و پنیر و سبزی، انواع کوکو و کتلت، نان و پنیر و ما، می تواند به عنوان میان وعده در برنامه غذایی شما قرار گیرد. " آرزوی ما تندرستی شماست "



ای جهانیان!... اَنا بقیةُالله المُنْتَظَر

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی ای جهانیان!... اَنا بقیةُالله المُنْتَظَر در شب ، نیمه شعبان سال 255 هجری، میلاد حضرت مهدی«عج» به تحقق پیوست. و بدین سان آفتاب از افق شرق سرزد و صبحگاهان فرزندی پاک از تبار والا ، پای به عرصه گیتی نهاد.
...
و ما اینک، شادمان از میلادش و نگران در انتظار قدومش دیر زمانی است که دل در گرو مهرش بسته ایم و بر آستانش زانو زده ایم. سر و روی بر این بارگاه جلال می ساییم و مُهر مِهرش را بر جبین می نهیم.
و ما اینک: ملتهب و چشم به راه، بر افق، چشم دوخته ایم تا از آن دوردست ها، تک سواری پدیدارشود وگرد پای مرکبش بر سرهایمان نشیند و خاک قدومش توتیای چشمانمان باشد. آری، گوش فرا داده ایم تا از ورای دشت ها و صحراها، کوه ها، فرازها و فرودها، آن آوای ملکوتی گوش جانمان را نوازش دهد،که:
ای جهانیان!... اَنا بقیةُالله المُنْتَظَر ای عالمیان!... اَنا بقیةُالله المُنْتَقِم
وه که چه شنیدنی است آن صدای آسمانی سروش، و چه دیدنی است آن صحنةپرجوش و وش:

به امید روزی که خورشید فروزان جهان هستی از پشت ابرهای غیبت، طالع گشته، جهان هستی را با فروغ رویش منور ساخته، کاخ ستمگران را بر سرشان فرو ریخته، شالوده حکومت واحد جهانی را بر اساس عد و بنیاد نهد. ان شا الله



بیا به یوسف زهرا دعا کنیم بیاید

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی بیا به یوسف زهرا دعا کنیم بیاید بر آر دسـت دعـا تــا دعـا کنیـم بیـاید بیا به یوسف زهرا دعا کنیم بیاید اگر دعـا نکـنی تـو، اگر دعـا نکنـم من کشد غمش به درازا دعا کنیم بیاید بیا و حاجت خود را فدای حاجت او کن به هر نیـاز و تمنا دعـا کنیم بیاید خودش نموده سفارش دعا کنید برایم فدای غربت مولا، دعـا کنیم بیاید به رنج های پیمبر به اشک غربت حیدر به سوز زهرا دعا کنیم بیاید



درد دلی با مولایم حضرت صاحب ا مان (عج)

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی درد دلی با مولایم حضرت صاحب ا مان (عج) چه بغـض ها که در گلــو ؛ رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن ؛ تبــر به دوش بت شکن خدای مــا دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برا ی ما که خسته ایم و دل ش ته ایم نــه ! ولـــی بــرای عـده ای ؛ چه خوب شد نیامدی تــمـام طـول هفتـه را ؛ در انتظار جمعــه ام دوباره صبــح و ظهــر نـه ؛ غروب شد نیامدی چه روز ها که یک به یک ؛ غروب شد نیامدی



زندگینامه شهید مرتضی مطهری

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی زندگینامه شهید مرتضی مطهری ۱-ولادت شهید مطهری : شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتب خانه رفته و به فراگیری دروس ابت می پردازد. ۲ - ورود به حوزه علمیه : در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم ی اشتغال می ورزد. در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با ت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند. ۳- تحصیلات حوزوی مطهری: اول) دروس علمی: دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. دوم )دروس اخلاقی و عرفانی: شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. نیز از دروس اخلاقی و عرفانی بهره برد. ازاساتید دیگر مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. ۴-فعالیت های دینی (مذهبی و ): وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان در ارتباط بوده است. اول)فعالیت های مذهبی: در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند . در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانی های تحقیقی می پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن ی دانشجویان توسط مطهری تشکیل می گردد . در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف ی تهران را آغاز می کند. در سال های 1337 و 1338 که انجمن ی پزشکان تشکیل می شود . مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سال های 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحث های مهمی از ایشان به یادگار مانده است. دوم)فعالیت های : الف)درقیام پانزده داد: ایشان همواره در کنار بودبه طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده داد در تهران و هماهنگی آن با ی را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده داد 1342 به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از ون تهران زندانی می گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستان ها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر ون از زندان آزاد می شود. ب)هدایت هیئت های موتلفه: پس از تشکیل هیئت های موتلفه ی، مطهری از سوی همراه چند تن دیگر از شخصیت های عهده دار ی این هیئت ها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر ی هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق ی را به جا آوردم و بدین ترتیب شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. ج) مبارزه با کجروی ها وانحرافات: در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در ها ، ی محتوای نهضت ی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد. به طور کلی شهید که به یک نهضت ی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای ی محتوای نهضت تلاش های ایدئولوژیک بسیاری نمود و با کجروی ها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام بهتأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون م یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای و از جمله ایجاد یک شورای که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت. د)حمایت از مظلومان فلسطین در برابر : در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. ه)سخنرانی های انقل و بازداشت : از سال 1349 تا 1351 برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن شهید سخنرانی های خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب ی ادامه داشت. و) مطهری و خطر منافقین: اما مهمترین خدمات مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل ی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است . این امر خصوصاً در سالهای 1351 تا 1357 به خاطر افزایش تبلیغات گروه های چپ و پدید آمدن گروه های مسلمان چپ زده و ظهور پدیده قاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت ، شهید مرتضی مطهریاولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید. ز)تدریس در حوزه علمیه و...: در این سال ها شهید به توصیه حضرت مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درس های مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می کند. در سال 1355 به دنبال یک درگیری با یک کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود . همچنین در این سال ها شهید با همکاری تنی چند از شخصیت های ، «جامعه ت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که ت شهرستان ها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند. ح)بطور دائمی در خدمت انقلاب و قرار گرفتن: گرچه ارتباط مطهری با پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال 1355 موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان م نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی و آغاز دوره جدید نهضت ی، مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب ی می نماید. هنگام بازگشت به ایرانمسئولیت کمیته استقبال از را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب ی و پس از آن همواره در کنار عظیم الشأن انقلاب ی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود. ۵- شهادت مطهری بدست گروه فرقان: تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358 در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادتمی رسد و و امت در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند. سلام و درود خاد بر روح پاک و مطهرش.



سوال « مسابقه حفظ و ترجمه دعای عهد »

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی « مسابقه حفظ و ترجمه دعای عهد » ************************************************************** 1-خواندن دعای عهد از طرف کدام معصوم (ع) تاکید شده است ؟ الف) جعفرصادق (ع) ب ) محمدباقر (ع) ج ) حسن عسکری (ع) 2-خواندن دعای عهد در چه زمانی بیشتر سفارش شده است ؟ الف) بعد از عصر ب ) بعد از عشا ج ) صبحگاهان 3- دعای عهد با کدام فراز آغاز می شود؟ الف) اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ ب ) اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ ج) اَللّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُکَ بوَجْهِکَ الْکَریمِ 4- در جمله " فى مَشارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغارِبِها، سَهْلِها وَ جَبَلِها، وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، " - سَهْلِها وَ جَبَلِها- به چه معنی است ؟ الف) صحرا و کوه ب ) خشکی و دریا ج ) زمین و آسمان 5- ادامه جمله « أَللّهُمِّ إِنّى أُجَدِّدُ لَهُ فى صَبیحَةِ یَوْمى هذا....... » کدام گزینه زیر است ؟ الف) وَ بَیْعَةً لَهُ فى عُنُقى ب ) وَ ما عِشْتُ مِنْ أَیّامى ج ) عَهْداً وَ عَقْداً 6- کدام گزینه زیر بعد از جمله « فَأَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى » قرار می گیرد؟ الف) مُجَرِّداً قَناتى ب ) شاهِراً سَیْفى، ج ) مُؤْتَزِراً کَفَنى، 7- در جمله « وَالْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ » از خدا چه تقاضایی می کنیم ؟ الف) وجش را آسان سازد ب ) فرجش را نزدیک فرماید ج) از غیبت پدیدارش کند 8- کلمه - مَزَّقَهُ - در عبارت « حَتّى لا یَظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ » یعنی چه ؟ الف) محو و نبود سازد ب ) حق را ثابت کن ج ) دین را یاری کند 9- عبارت « وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِکَ » با کدام گزینه زیر کامل می شود؟ الف) وَ مُشَیِّداً لِما وَرَدَ ...... ب ) وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ..... ج ) وَ ناصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ ..... 10- در عبارت « اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ » - سُرَّ - یعنی چه ؟ الف) دعوت نما ب ) خبر بده ج ) شاد و مسرورکن ********************************* نسخه پی دی اف



بزرگوارم ، تو را به چه مانند کنم ....

درخواست حذف اطلاعات

به نام آنکه جان را فکرت آموخت چراغ دل به نور جان بر افروخت بزرگوارم ، تو را به چه مانند کنم .... بزرگوارم ، تو را به چه مانند کنم . دل دریاییت لبریز از آرامش است. همچون کوه استوار، از حوادث روزگار ایستاده ای و همچون ابر، باران پر شکوه معرفت ، بر چمن های دشت دانش آموختگی فرو می ریزی . خورشید نگاهت گرمابخش وجود ما و حرارت کلبه ی سرد یأس و ناامیدی و ارمغان شور و شعف است . غنچه ی تبسمی که از گلستان لب های تو می روید، طراوت لحظه های زیبایی بخش خانه ی وجود ماست . کلام روح بخش و دلنشین تو موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می نشیند و آهنگ زندگی را به شور در می آورد. معلم عزیزم ، تو مقدس ترین ترانه است در گوش پیچک های عاشق گرم و سبز و سیراب، تا از منبر صنوبر های استوار بالا روند تا جایی که با دستان خویش یک تکه آفتاب بردارند و برای همیشه نور در کوله بار نهند. و من تو را می بینم که با وسواس و دغدغه تمام این عبورِ سرشار را می پایی. معلم خوبم ، تو محرم پنهان ترین قصه ها و غصه هایی. بچه ها تنها از تو درس نمی خواهندکه درس می گیرند. دل به شه ات نبسته اند که چشم بر نبض مهربان قلبت دارند. ای معلم! تو باغبان دلسوز نهال های امروز وسروهای سرافراز فر . دست کریم و قلب پر مهرت را از سر و جان دانش آموزان این ساقه های نورس وشکوفه های جوان دریغ مدار تا عطر فردایشان یادگار بذر افشانی تو باشد وبویندگان این گل ها ی زیبا به باغبان آفرین گویند . ای صبح روشن دانایی ، تو چشم ه‏ای هستی که زلالی را در زیر سایه درخت دانایی، به ما تعارف می‏ کنی. تو به ما یاد می ‏دهی تا مثل همه پرنده‏ ها پرواز کنیم و یادمان می ‏دهی که خویش را به خداوند برسانیم؛ مثل تمام آه ‏هایی که از دل ‏های سوخته می ‏آید. وقتی که مثل همیشه آرام آرام شروع می ‏کنی به صحبت ، انگار قناری ‏های مست دارند بهار را آواز می کنند! دست‏ های گرمت را می‏ فشاریم که گرم‏ترین دست دوستی هاست. آب حیات، همین کلماتی ‏اند که تو به ما می ‏آموزی، بی ‏آنکه چشم طمعی داشته باشی؛ تنها لبخند ما کافیست. کلماتی که تو می‏ آموزی، هیچ گاه فراموش نخواهیم کرد.



معلم عزیزم ، ای ابر پرسخاوت دانش!

درخواست حذف اطلاعات

ای که با نامت جهان آغاز شد دفتر ما هم به نامت باز شد معلم عزیزم ، ای ابر پرسخاوت دانش! بزرگوارم ، تو را به چه مانند کنم . طپش قلب تو آهنگ خوش هستی و جوشش نشاط در غزل شیوای زندگی است . تو روشنایی بخش تاریکی جان هستی و ظلمت شه را نور می بخشی . چگونه سپاس گویم مهربانی و لطف تو را که سرشار از عشق و یقین است. چگونه سپاس گویم تأثیر علم آموزی تو را که چراغ روشن هدایت را بر کلبه ی محقر وجودم فروزان ساخته است . آری در مقابل این همه عظمت و شکوه تو مرا نه توان سپاس است و نه کلام وصف . معلم عزیزم ، ای ابر پرسخاوت دانش! باز هم فرو ببار و دل به روزهایی ببند، که نهال هایی را که درزمین دانایی به دست تدبیر و مراقبت وخون دل کاشتی ثمر دهند. این برترین پاداش معلمی است. معلم خوبم ، دست‏هایت از لمس واژه ‏ها لبریز است. ‏ها را باز کن و آنچه را که اندوخته‏ ای، در جان‏ ها بریز. پنجره ‏ها را باز کن! هوای کلماتت را در خیابان‏ ها و ا جاری کن. بگذار از تو نفس بکشند، بگذار کلمات تو را ، جان ‏های تشنه استنشاق کنند! تو با کلماتت می‏ خوانی، با کلماتت عشق می‏ ورزی، با کلماتت زکات می‏ دهی، چرا که «زَکاةُ‏العِلمِ نَشْرُهُ» . تو بر جان‏ ها حاکمی. کلماتت چونان درّی گران بها بر زبان‏ ها می‏ د و می‏ غلتد. ای معلم! ای فروغ ظلمت ستیز، ای مهربان، ای غمخوار ، ای ابر کرامت بار! ما ، گلبوته های کنار جویباریم، و تو آب روشن و جاری. کام جانمان، تشنه زلال « معرفت » است. ما لوح سفید دلمان را به « امانت »، به تو س ایم. در قلب های ما، مشعل هدایت و ایمان بیفروز و مشام ما را با عطر یقین و معنویت، معطر ساز. ای صبح روشن دانایی ، کلاس خاطره ‏ها با یاد تو جان می گیرد. تو در سپیدی برگ ‏های دفتر دلمان جریان داری. تو ای با کوله باری از مهر و مائیم و تشنگی در وادی محبّت تو. بر لبت باران نور است و دل ما کویر تاریکی؛ قطره قطره بر سطح ترک خورده زمین دلمان ببار تا علم در ما جوانه بزد. نگاهت، مکتب عشق است و ما مکتب نشین چشم‏ هایت هستیم. گرمای وجودت را در سرمای تمام فرازها و نشیب‏ ها همراهمان کن تا در یخبندان جه ، در جا نزنیم. چراغ دانشی که در دست ماست، روشنایی از تو دارد، معلّم!



با پنج ه ن نشو

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی با پنج ه ن نشو سجاد (ع ) به یکی از پسرانش فرمود : پسر جانم ! پنج را در نظر دار و با آنان ه ن و هم سخن مشو و در هیچ راهی آنان را همراهی نکن . گفت : پدر جانم آنان کیانند ؟ سجاد (ع) فرمودند : 1- مبادا با دروغ پردازه ن شوی که او همچو سراب است ، دور را نزدیک و نزدیک را به تو دور جلوه گر می سازد . 2- مبادا با فاسق نشست و برخاست نمایی که تو را به لقمه ای یا کمتر از آن بفروشد . 3- مبادا با تنگ نظر مصاحبت کنی که به هنگام نیازمندی شدید تو به مال او، تو را رها کند . 4- مبادا با احمق رفاقت نمایی که چون خواهد به توسود رساند به زیان دچارت سازد . 5- مباد با با ی که با خویشاوندانش قطع رابطه کرده است رفت و آمد کنی که من او را در قرآن نفرین شده یافتم . منبع : کتاب آیین بندگی



معامله با خدا رمز پیروزی است

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی معامله با خدا رمز پیروزی است " محمد بارونی " قرآن کت است که حقایق را برای همه ی شمندان و آزادگان جهان بیان می کند و وسیله ای است که مومنان را به پیمودن راه صحیح و درست بشارت می دهد وهدایت می نماید. این کتاب ارزشمند که هدفش نجات همه انسان ها وهدایت آنان به نیکی هاست، مومنان را به معاملعه ای سودمند با خدا دعوت کرده است که پایان آن نصرت و یاری خدا و پیروزی مومنان می باشد . قرآن در سوره صف آیات 13-10 خطاب به مومنان می فرماید : اى انى که ایمان آورده ‏اید! آیا شما را به تجارتى راهنمائى کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى می ‏بخشد؟! - به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید، این براى شما از هر چیز بهتر است اگر بدانید! - (اگر چنین کنید) گناهانتان را می ‏بخشد و شما را در باغ هایى از بهشت داخل می ‏کند که نهرها از زیر درختانش جارى است و در مسکن هاى پاکیزه در بهشت جاویدان جاى می ‏دهد و این پیروزى عظیم است!-ونعمت دیگرى که آن را دوست دارید به شما می ‏بخشد، و آن یارى خداوند و پیروزى نزدیک است و مؤمنان را بشارت ده (به این پیروزى بزرگ). در این آیات قرآن به مومنان می گوید که اگر می خواهید از عذاب دردناک روز قیامت رهایی ی د به شما دو پیشنهاد می شود ، اول به خدا و فرستاده او ایمان داشته باشید و دیگری با مال و جانتان در راه او جهاد و مبارزه کنید . ایمان به خدا و فرستاده اش یعنی این که پندار و گفتار و رفتار ما را بر اساس دستورات خدا و ش باشد . چرا که خدا خالق انسان هاست و اوست که بر تمام خواست ها و نیاز های انسان ها آکاهی دارد و اگر ما نیز شه و بیان و عمل خود را بر اساس دستورات و اوامر او و فرستاده اش حضرت محمد(ص) قرار دهیم، هیچگاه از راه راست و درست منحرف نمی شویم و برای این که در مسیر هدایت قرار گیریم ، باید جهد و تلاش کنیم و این تلاش وکوشش گاهی با مال، زمانی با جان و گاهی اوقات باهم خواهد بود. بنابراین برای پیمودن راه حق و حقیقت باید زیربنای فکری و عملی ما ، اطاعت از دستورات الهی و توصیه های رسول خدا باشد و اگر در رفتار های فردی و اجتماعی همواره به رضایت او و ش بیندشیم و بر اساس خواسته های آنان عمل کنیم، خدا نیز پیروزی ما را در هر دو عالم تضمین خواهد نمود . پس باید همواره ارتباط خود را با کتاب خداوند و سیره اعظم (ص) و ائمه اطهار(ع) حفظ کنیم ، از بایدها و نبایدهای آنان آگاهی داشته باشیم، و بر اساس این بایدها و نبایدها نقشه راهی برای خود تهیه کنیم و سپس بکوشیم اعمال و رفتارمان براساس این امرها و نهی ها انجام گیرد . به نیت ها و کردارهای خود رنگ خ بدهیم ، در خدمت به خلق خدا بکوشیم ، مشکلات دیگران را حل کنیم ، ا امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنیم ، بکوشیم تا ارزش ها ، خوبی ها و نیکی ها در اجتماع ساری و جاری شود و در این راه با مال و جان خود برای برقراری حکومت الهی تلاش نماییم ، چرا که این کار برای انسان های مومن بهتر و نیکوتر است . و انی که این گونه مجاهدت و تلاش در راه خدا نمایند ،خدا نیز به آنان پاداش های فراوانی خواهد داد، در آن روز که همه نگران اعمال گذشته خود هستند ، حضرت دوست گناهان و کاستی ها آنان را خواهد بخشید و مجاهدان را در بهشتی که نهرها از زیر درختانش جارى استو در مسکن هاى پاکیزه و جاویدان جاى خواهد داد ، و یاری خود را که همانا نصر و پیروزی در این جهان است نصیب این انسان های مومن خواهد کرد و البته برای رسیدن به این پیروزی بزرگ نباید از استمداد از او و مجاهدت خالصانه خود غفلت کنیم . ان شا الله



بزرگترین حق خدا بر انسان ها چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی بزرگترین حق خدا بر انسان ها چیست؟ سجاد (ع) می فرمایند : و اما بزرگترین حق خدا بر تو این است که او را بپرستی و هیچ چیز را شریک او قرار ندهی ، چون حق خدای را بی شائبه به جای آوری ، خداوند بر عهده ی خویش گرفته است که امور دنیا و آ ت تو را تامین کند و آن چه که از دنیا و آ ت دوست داری برایت نگهدارد . منبع : رساله حقوق سجاد (ع)



شگفتی های آفرینش ملخ در نهج البلاغه

درخواست حذف اطلاعات

باسمه تعالی شگفتی های آفرینش ملخ در نهج البلاغه و اگر خواهی در شگفتی ملخ سخن گو ، که خدا برای او دو چشم سرخ ، دو حدقه چونان ماه تابان آفرید ، و به او گوش پنهان ، و دهانی متناسب اندامش بخشیده است. دارای حواس نیرومند، و دو دندان پیشین است که گیاهان را می چیند، و دو پای داس مانند که اشیاء را بر می دارد. کشاورزان برای زراعت از آنها می ترسند و قدرت دفع آنها را ندارند ، گرچه همه متحد شوند. ملخ ها نیرومندانه وارد کشتزار می شوند و آنچه میل دارند می خورند، در حالی که تمام اندامشان به اندازه یک انگشت باریک نیست . نهج البلاغه - خطبه 186 - ترجمه محمد دشتی